رد شدن به محتوای اصلی

20 راه تضمینی برای فروپاشی رابطه

http://www.mardoman.net/files/articles//347.jpg




طبق آخرین یافته ها، تداوم و تکرار 20 اشتباه درطرز تفکر و برقراری ارتباط که افراد مرتکب آن میگردند، توانایی نابود ساختن هر رابطه ای را دارا میباشد:

1- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتی زمانی که ادله کافی در اختیار نداشته باشید.

2- هیچگاه عذرخواهی نکردن، حتی زمانی که تقصیر کار بودن شما اثبات گردیده باشد.

3-بی رحمانه خطاها ی شریک زندگی خود را بازگو کردن.

4-ادعای متعصبانه از آگاهی داشتن از انگیزه های شریک زندگی بهتر از خود وی.

5-تصور آنکه شریک شما می باید نیازهای شما را درک کرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد.

6-نادیده گرفتن کامل اولویتهای شریک زندگی و پافشاری بر اولویتهای خود.

7-تصور آنکه نیازهای جنسی همسر شما و نیازهای جنسی شما یکسان و مشابهی میباشند.

8- عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم کردن.

9- شناسایی عیوب و کاستیهای شخصیتی همسر و اسرار خانوادگی وی، و بهره گیری از آنها برای پیروزی در مشاجرات، زمانی که منطق در میماند.

10- بهره گیری از عذاب وجدان و حس گناه کار بودن برای به بازی گرفتن، دستیابی به اهداف و یا مجازات همسر.

11- در شناسایی و یافتن بدیها و معایب همسر چیره دست بودن، اما هیچگاه خوبیها و محاسن وی را بزبان نیاوردن.

12- کوتاه نیامدن به هیچ قیمتی، و کشاندن مجادله تا جایی که همسر از خانه بگریزد.

13- هیچگاه رها نکردن گذشته، و بازگویی و باز آفرینی آن به کرات.

14-ابراز وابستگی شدید به همسر خود،وادعای آنکه بی وی و یا در صورت بی اعتنایی وی بی شک خواهد مرد.

15-در صورت عدم وابستگی شدید، فاصله گرفتن از لحاظ فیزیکی و احساسی تا حد بی اعتنایی کامل.

16-قول دادن، وهیچگاه عمل نکردن.

17- تا حدی متظاهر و دو رو بودن که همسر نمیداند شما چه زمان جدی هستید.

18-عذرتراشی همیشگی برای عادات ناپسند خود.

19- پافشاری براین عقیده که همواره مطلبی که شما میخواهید بیان کنید مهمتر از مطلبی است که همسرتان میخواهد بگوید، بنابراین حرف وی را قطع میکنید.

20-وانمود میکنید که حرفهای بیان شده همسرتان را کاملا متوجه شده اید، ولو آنکه هیچ چیزی از صحبتهای وی را نفهمیده اید.

21-به گونه ای رفتار میکنید که گویی شما مرتکب هیچکدام از اشتباهات ذکر شده نگردیده اید و این شریک شماست که باید تغییر کند.

شاید مهمترین عامل همه این اشتباهات در غرور کاذبی باشد که هر کدام از ما درصدی از آن بهرمندیم .
باید گذشت را آموخت و بپذیریم که همه ما دارای اشکالاتی هستیم . دانایی همچون ارد بزرگ می گوید : خودخواه ، تجربه سخت تنهایی را ، پیش رو دارد .
پس خودخواهی و غرور را به کنار گذاشته و یاد بگیریم که می توان با گذشت و صبر شرایط را بهبود بخشید .

http://bestcards.ru/images/depress/depress27.jpg



نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ارد بزرگ در مورد راز و سِر می گوید :

ارد بزرگ (Orod Bozorg) در مورد راز و سِر می گوید : هر حرفی راز نیست ، اگر سخنی را راز می دانید آن را به کسی نگویید و اگر گفتید دیگر نگویید این را به کسی نگو ! چرا که خود شما توان نگهداری آن را نداشته اید چه برسد به شنونده سخن شما . سایت فلسفه و نگاه ارد بزرگ http://falsafeheorodbozorg.blogspot.com

پارادوکس ارد بزرگ و خسرو گلسرخی

همه ما می دانیم که همیشه ارزش آدمها متفاوت بوده و هست انسانها بر اساس معیارهای مختلف دارای جایگاه و شان متفاوتی هستند . از دیرباز بسیاری از حکما و اندیشمندان در تایید و نفی این نابرابری سخن ها گفته اند . اما خسرو گلسرخی این روند را بیداد می داند و ناله سر می دهد . حتما این شعر را به یاد دارید : معلم پای تخته داد میزد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسیها لواشک بین خود تقسیم می کردند وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد. برای اینکه بیخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پایان تساویهای جبری را نشان می‌داد با خطی خوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است از میان جمع شاگردان یکی‌برخاست همیشه یک نفر باید بپاخیزد... به آرامی سخن سر داد: تساوی اشتباهی فاحش و محض است نگاه بچه‌ها ناگه به یک سو خیره گشت و معلم مات بر جا ماند و او پرسید: اگر یک فرد انسان، واحد یک بود آیا یک با یک برابر بود؟ سکوت مده و شی بود و سوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود و او با پوزخندی گفت: اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنک...

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *فروتنی* 1

● بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ_● ●فرگرد فروتنی _● بخش نخست : ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ یک روز زبند عالم آزاد نِی ام یک دم زدن از وجود خود شاد نِی ام شاگردی روزگار کردم بسیار در کار جهان هنوز استاد نِی ام* خیام ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ●بخش اول : دردنیای بزرگان واندیشمندان وعالمین جهان وایران همواره افراد بزرگی را مشاهده میکنیم که سرشار ازعلم ودانش وفضلیت هستند اما چیزی که در یک یک آنان جالب ومشترک است این است که در مقام و جایگاهی که هستند برخلاف آن اوجی که در آن قرار دارند همواره سرشار از فروتنی وتواضع هستند اگر به علتها توجه کنیم در می بایم که این بزرگان با آنکه سالها عمر وتجربه در جمع آوری دانش خود بکار برده اند اما همگی براین اندیشه اند که هنوز بسیار چیزهاست که میبایست بیآموزند ودر مقابل دانش ومنطق وفلسفه ی دنیا وجهان ویونیورس وکائنات هنوز حتی اندک چیزی نیآموخته وهنوز بسیار است آنچه می بایست یاد گرفته بیآموزند ودرعین حال میدانند که دنیا واسرار آن بحدی زیاد است که عمر آدمی به آن نمیرسد که خود را در نقطه عظف ویا در مرکز دایره ی زندگی یا دراوج واقعی دانش ها بدانند وهمی...